پنجشنبه، ۲ بهمن ۱۴۰۴

اولین قدم این است که با خودمان صادق باشیم. ناراحتی، عصبانیت، اضطراب یا بیانگیزگی در این شرایط کاملاً طبیعی است. لازم نیست خودمان را بابت حال بد سرزنش کنیم.
قبول کردن احساسات، paradox عجیبی دارد: وقتی میپذیریم حالمان خوب نیست، کمکم راه بهتر شدن باز میشود.
وقتی اینترنت قطع میشود، انگار زمان هم از ریتم میافتد. ساعت خواب، کار، غذا خوردن و حتی فکر کردن به هم میریزد.
سعی کنیم یک برنامهی ساده داشته باشیم:
ساعت مشخصی بیدار شویم
حتی اگر کم، کاری مفید انجام دهیم
شبها گوشی را زودتر کنار بگذاریم
این نظمهای کوچک، حس کنترل و امنیت ذهنی ایجاد میکنند.
اگر پیامدادن و تماسهای آنلاین سخت شده، وقتش است ارتباطهای واقعی را جدیتر بگیریم:
صحبت رودررو با خانواده
زنگ زدن به یک دوست قدیمی
حتی گپ کوتاه با همکار یا همسایه
انسانها با ارتباط زنده میمانند، نه با اینترنت.
در روزهای پرتنش، ذهن بیشازحد کار میکند. بهترین راه آرامکردنش، مشغولکردن دستهاست:
مرتبکردن فضا
طراحی، نوشتن، ساختن
ورزش سبک یا پیادهروی
کارهای فیزیکی ساده، ذهن را از چرخهی افکار منفی بیرون میکشند.
خبر زیاد، مخصوصاً خبر منفی، ذهن را خسته و ناامید میکند.
بهتر است:
زمان مشخصی برای خبر خواندن داشته باشیم
از چند منبع محدود و قابلاعتماد استفاده کنیم
هر خبر را بارها و بارها دنبال نکنیم
آگاهی مهم است، اما غرقشدن در خبر نه.
لازم نیست الان به «همهچیز» فکر کنیم. کافیست به قدم بعدی فکر کنیم:
امروز را چطور بهتر بگذرانم؟
این هفته چه کاری از دستم برمیآید؟
امید، از هدفهای کوچک ساخته میشود، نه رویاهای دور.
شاید کلیشهای به نظر برسد، اما حقیقت دارد. هیچ شرایطی دائمی نیست. نه سختیها، نه محدودیتها، نه این روزها.
ما قبلاً هم از دورههای سخت عبور کردهایم. اینبار هم عبور خواهیم کرد، شاید قویتر، شاید آگاهتر.