شنبه، ۲۹ آذر ۱۴۰۴
معمولاً همین که حوصلهمون سر میره، سریع دنبال راه فرار میگردیم.
گوشی، اسکرول، موزیک، ویدیو، هر چیزی که این حس رو خفه کنه.
انگار «سر رفتن حوصله» یه وضعیت خطرناکه که باید فوری برطرف بشه.
اما یه واقعیت مهم این وسط هست که کمتر دربارهش حرف میزنیم:
خیلی از ایدههای خوب، دقیقاً از دل همین لحظهها میان.
نه وقتی مغزمون پره،
نه وقتی سرگرمیم،
بلکه وقتی حوصلهمون سر رفته و هیچ اتفاق خاصی نمیافته.

Photo by Thomas Park on Unsplash
وقتی ورودیها کم میشن
نه نوتیفیکیشن، نه پیام، نه محتوای تازه
مغز بالاخره فرصت پیدا میکنه خودش شروع به کار کنه.
تو این وضعیت:
فکرها به هم وصل میشن
خاطرهها بالا میان
ایدهها کمکم شکل میگیرن
این همون فضاییه که خلاقیت توش نفس میکشه.
ما معمولاً سر رفتن حوصله رو با تنبلی اشتباه میگیریم.
درحالیکه خیلی وقتها یعنی:
مغز از مصرف زیاد خسته شده
ورودیها بیش از حد بودن
ذهن نیاز به مرتبسازی داره
وقتی فوراً این فضا رو با اسکرول پر میکنیم،
در واقع اجازه نمیدیم ذهن کار خودش رو بکنه.
خیلی از آدمهای خلاق:
با سکوت راحتترن
از تنها بودن با فکرهاشون نمیترسن
عجلهای برای پر کردن زمان ندارن
برای همینه که ایدههاشون گاهی «غیرمنتظره» به نظر میاد.
نه چون ذهن خاصتری دارن،
بلکه چون به ذهنشون فرصت میدن.
تخیل وقتی فعال میشه که:
کاری برای انجام دادن نیست
محرک بیرونی وجود نداره
مغز مجبور میشه چیزی بسازه
بچهها بهترین مثالن.
وقتی حوصلهشون سر میره، شروع میکنن به ساختن دنیاهای عجیب.
ما هم همون مغز رو داریم
فقط یادمون رفته چطور بذاریم آزاد کار کنه.
قرار نیست زندگی رو متوقف کنی.
چند تغییر کوچیک کافیه:
چند دقیقه بدون گوشی بشینی
قدم بزنی بدون هدف خاص
توی صف، گوشی رو درنیاری
قبل خواب، ورودی جدید نداشته باشی
اوایل شاید کلافهکننده باشه.
اما بعدش، ذهن شروع میکنه به حرف زدن.
گاهی خلاقیت:
یه فکر نصفهنیمهست
یه سؤال بیجوابه
یه حس مبهمه
سر رفتن حوصله کمک میکنه این چیزهای مبهم دیده بشن.
و خیلی وقتها، دقیقاً از دل همین ابهامها، ایدههای درست درمیاد.
سر رفتن حوصله دشمن خلاقیت نیست؛
زمینهی شکلگیریشه.
اگه همیشه ذهنت رو با محتوا پر کنی،
جایی برای ایده باقی نمیمونه.
بعضی از بهترین فکرها، وقتی میان که حوصلهمون سر رفته.