چرا بعضی کارها رو مدام عقب می‌اندازیم، حتی وقتی می‌دونیم مهمن؟

خوب جایی اومدی😎🔥------ ارسال سفارشات جدید در تاریخ 24 شهریورماه 🧡 پشتیبانی سفارشات از طریق راه ارتباطی ما در ( تلگرام ) فعال هست
Wallaxy | فروشگاه آنلاین اکسسوری های مدرن ستاپ گیمینگ و فضای کار پگبورد، پینبورد، تابلو دکوراتیو

چرا بعضی کارها رو مدام عقب می‌اندازیم، حتی وقتی می‌دونیم مهمن؟

پنج‌شنبه، ۱۵ مرداد ۱۴۰۵

همه‌ی ما یه کاری داریم که مدت‌هاست توی لیست کارهامون مونده. شاید یه پروژه‌ی شخصیه، شاید مرتب کردن اتاق، شروع یه دوره‌ی آموزشی یا حتی جواب دادن به یه ایمیل. هر روز به خودمون می‌گیم «فردا انجامش می‌دم» و فردا هم دقیقاً همون داستان تکرار می‌شه. جالبه که بیشتر وقت‌ها دلیلش تنبلی نیست. اتفاقاً خیلی از آدم‌هایی که بیشترین تعلل رو دارن، آدم‌های مسئولیت‌پذیر و سخت‌کوشی هستن. فقط یه اتفاق دیگه داره پشت صحنه می‌افته؛ کاری که باید انجام بشه، توی ذهنمون بزرگ‌تر از چیزی شده که واقعاً هست.

اهمال کاری

Photo by Vitaly Gariev on Unsplash

مغز از کارهای مبهم فرار می‌کنه

فرض کن روی برگه‌ای فقط نوشته باشی: «روی پروژه کار کن.»

خب... دقیقاً یعنی چی؟ از کجا باید شروع کنی؟ چقدر طول می‌کشه؟ اولین قدمش چیه؟

ذهن عاشق شفافیته. وقتی یه کار مبهم باشه، شروع کردنش سخت‌تر می‌شه. برای همین هم ناخودآگاه می‌ریم سراغ کاری که تعریف مشخص‌تری داره؛ مثلاً جواب دادن به پیام‌ها یا مرتب کردن پوشه‌های کامپیوتر. اما همون پروژه‌ای که سه روزه عقب افتاده، هنوز هم سر جاش مونده. گاهی تنها کاری که لازمه انجام بدی اینه که اون پروژه‌ی بزرگ رو به اولین قدم ممکن تبدیل کنی. نه «نوشتن مقاله»، بلکه «نوشتن پاراگراف اول». نه «یاد گرفتن طراحی»، بلکه «دیدن اولین ویدئو». وقتی قدم اول واضح باشه، ادامه‌ی مسیر خیلی کمتر ترسناک به نظر می‌رسه.

گاهی از خودِ موفق شدن هم می‌ترسیم

این شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا باشه. بعضی وقت‌ها کاری رو عقب نمی‌اندازیم چون سخته؛ عقبش می‌اندازیم چون می‌دونیم اگر انجامش بدیم، باید وارد مرحله‌ی بعدی بشیم. مثلاً اگر نمونه‌کارهامون رو کامل کنیم، باید برای شرکت‌ها بفرستیم. اگر دوره رو تموم کنیم، باید وارد بازار کار بشیم. اگر اون ایده رو اجرا کنیم، دیگه نمی‌تونیم فقط درباره‌ش حرف بزنیم. گاهی موندن توی مرحله‌ی «دارم آماده می‌شم» امن‌تر از شروع کردنه.

محیط هم بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم روی تعلل اثر می‌ذاره

حتماً برات پیش اومده که بخوای یه ساعت روی یه کار مهم تمرکز کنی، اما هر چند دقیقه یه اعلان، یه تب جدید یا یه وسیله‌ی روی میز حواست رو پرت کنه. تعلل همیشه از درون ما شروع نمی‌شه؛ گاهی محیط هم مدام داره به ذهنمون پیشنهاد می‌ده که «یه دقیقه اینم ببین.» برای همین، قبل از اینکه دنبال انگیزه‌ی بیشتر باشیم، شاید بهتر باشه از خودمون بپرسیم: آیا محیطی که توش کار می‌کنم، کمکم می‌کنه یا مدام حواسم رو می‌دزده؟ یه میز خلوت، یه لیست کوتاه، خاموش کردن اعلان‌ها یا حتی دور گذاشتن گوشی، تغییرهای کوچیکی هستن که شروع کردن رو خیلی راحت‌تر می‌کنن.

منتظر حس و حال مناسب نباش

یکی از رایج‌ترین تله‌ها اینه که فکر می‌کنیم باید اول انگیزه پیدا کنیم، بعد شروع کنیم. اما بیشتر وقت‌ها برعکسه. اول شروع می‌کنی، بعد کم‌کم انگیزه هم از راه می‌رسه. تا حالا چند بار شده با بی‌میلی پشت میز بشینی و به خودت بگی «فقط ده دقیقه کار می‌کنم»؟ خیلی وقت‌ها همون ده دقیقه تبدیل می‌شه به یه ساعت تمرکز واقعی. شروع کردن، یه جور سیگنال برای ذهنه. بهش می‌گه که وقت حرکت رسیده، حتی اگر هنوز کاملاً آماده نباشی.

شاید لازم نباشه امروز همه‌چیز تموم بشه

یکی از دلایلی که بعضی کارها رو عقب می‌اندازیم، اینه که فکر می‌کنیم باید یه‌نفس تمومشون کنیم. در حالی که بیشتر پروژه‌های خوب، این‌طوری پیش نمی‌رن.

یه صفحه امروز.

یه اصلاح کوچیک فردا.

یه ساعت آخر هفته.

همین قدم‌های کوچیک، وقتی روی هم جمع می‌شن، نتیجه‌ای می‌سازن که از بیرون خیلی بزرگ به نظر می‌رسه. شاید راز آدم‌هایی که همیشه در حال پیشرفتن، این نباشه که انگیزه‌ی بیشتری دارن؛ فقط بیشتر از بقیه شروع می‌کنن، حتی وقتی حسش نیست.


تعلل همیشه نشونه‌ی تنبلی نیست. خیلی وقت‌ها نشونه‌ی اینه که یه کار، توی ذهنمون بیش از حد بزرگ، مبهم یا ترسناک شده. وقتی اون کار رو به اولین قدم ساده تبدیل کنیم، محیطی بسازیم که کمتر حواسمون رو پرت کنه و منتظر شرایط ایده‌آل نمونیم، شروع کردن خیلی راحت‌تر می‌شه. آخرش هم شاید مهم‌ترین تفاوت بین آدم‌هایی که ایده‌هاشون رو اجرا می‌کنن و اون‌هایی که فقط بهشون فکر می‌کنن، استعداد یا انگیزه نباشه. فقط این باشه که یکی از اون‌ها، با وجود همه‌ی تردیدها، بالاخره یه روز تصمیم گرفته اولین قدم رو برداره.

گاهی سخت‌ترین بخش یه پروژه، فقط همون لحظه‌ایه که فایلش رو برای اولین بار باز می‌کنی.