چهارشنبه، ۱۷ دی ۱۴۰۴
فرسودگی ذهنی معمولاً با یه اتفاق بزرگ شروع نمیشه.
نه با یه روز خیلی سخت، نه با یه پروژهی سنگین.
آهسته میاد، بیصدا جا خوش میکنه و وقتی میفهمی قضیه جدیه که دیگه حتی چیزهایی که دوست داشتی هم خستهت میکنن.
نه اینکه انگیزه نداشته باشی،
نه اینکه تنبل شده باشی،
بلکه ذهنت دیگه توان «درگیر شدن» نداره.

Photo by SEO Galaxy on Unsplash
فرسودگی ذهنی یه خستگی عمیقه که با خواب یا تعطیلی کوتاه درست نمیشه.
بدنت شاید سالم باشه، اما ذهنت سنگینه.
تمرکز سخت میشه، تصمیمگیری طول میکشه، و حتی شروع کردن سادهترین کارها هم انرژی زیادی میخواد.
برخلاف خستگی معمولی، این یکی با استراحت سطحی حل نمیشه،
چون ریشهش توی سبک زندگیه، نه فقط حجم کار.
فرسودگی ذهنی معمولاً از همونجایی شروع میشه که ما:
پیامها، ایمیلها، نوتیفیکیشنها، کارهای نیمهتمام.
ذهن هیچوقت کامل خاموش نمیشه.
حتی وقتی کار نمیکنیم، «منتظر» کار بعدی هستیم.
این آمادهباش دائمی، یکی از سریعترین راهها برای فرسودگیه.
میگیم «بعد از این ددلاین»،
«بعد از این پروژه»،
«بعد از اینکه اوضاع آروم شد».
ولی اوضاع هیچوقت واقعاً آروم نمیشه.
و ذهنی که استراحتش همیشه موکول به آیندهست،
کمکم از نفس میافته.
خیلی وقتها از خودمون بیشتر از حد توانمون انتظار داریم.
وقتی خستهایم، بهجاش سرزنش میکنیم.
وقتی تمرکز نداریم، فشار رو بیشتر میکنیم.
این برخورد، ذهن رو وارد یه چرخهی فرسایشی میکنه:
خستگی → احساس گناه → فشار بیشتر → خستگی عمیقتر.
کار، تفریح، رشد، حتی استراحت.
وقتی همهچیز تبدیل میشه به وظیفه،
ذهن جایی برای نفس کشیدن نداره.
فرسودگی ذهنی همیشه با یه علامت واضح نمیاد.
ولی اینا زنگ خطرن:
تمرکزت زود میریزه
حوصلهی آدمها یا کارهایی که دوست داشتی رو نداری
مدام خستهای، حتی بعد از خواب
شروع کردن کارها برات سختتر از انجام دادنشونه
ذهنت شلوغه، اما خروجی خاصی نداره
اگه چندتاش آشناست، احتمالاً ذهنت مدتهاست فشار رو تحمل میکنه.
نه با نسخههای عجیب، نه با تغییرات ناگهانی.
بیشتر با تنظیم دوبارهی رابطهمون با کار و ذهن.
استراحتی که «اگه وقت شد» باشه، معمولاً حذف میشه.
اما استراحتی که براش زمان مشخص داری،
به ذهنت پیام امنیت میده.
حتی مکثهای کوتاهِ آگاهانه،
بیشتر از ساعتها استراحت نصفهنیمه اثر دارن.
ذهن فرسوده، معمولاً زیر بار عجله له شده.
یاد گرفتن اینکه بعضی کارها میتونن صبر کنن،
یکی از مهمترین مهارتهای مراقبت ذهنیه.
قطع شدن کامل شاید سخت باشه،
اما کمکردن ورودیها کاملاً شدنیه.
ذهنی که مدام در حال دریافت اطلاعاته،
فرصت پردازش نداره.
و ذهنی که پردازش نکنه، خسته میشه.
بهجای اینکه از خودت «بیشتر» بخوای،
واضحتر بدون چی واقعاً مهمه.
خیلی وقتها فرسودگی از حجم کار نمیاد،
از مبهم بودنش میاد.
فرسودگی ذهنی نتیجهی ضعف نیست.
نتیجهی ادامه دادنِ طولانیمدت بدون توقفه.
اگه به ذهنت گوش ندی،
یه جایی خودش صداش رو بلندتر میکنه.
ذهن سالم، اتفاقی نیست؛
نتیجهی انتخابهای کوچیک اما مداومه.