یکشنبه، ۵ مهر ۱۴۰۵
تا حالا شده یه وسیله رو با ذوق و شوق بخری، جایی توی خونه براش پیدا کنی و هر بار که از کنارش رد میشی، از دیدنش لذت ببری؟ اما چند ماه بعد، همون وسیله دیگه اون حس روزهای اول رو نداشته باشه. نه خراب شده، نه از مد افتاده و نه حتی لزوماً دیگه دوستش نداری. فقط انگار دیگه به چشمت نمیاد. این اتفاق برای خیلی از ما میافته. ممکنه یه قاب دیواری که مدتها دنبالش بودیم، یه چراغ رومیزی یا حتی رنگ دیوار اتاق، بعد از مدتی برامون عادی بشه. گاهی فکر میکنیم سلیقهمون عوض شده و باید چیزی تازه بخریم، اما همیشه ماجرا این نیست.
گاهی چیزی که تغییر کرده، خود وسیله نیست؛ نگاه ما به اونه.
Photo by Christian Lambert on Unsplash
مغز ما هر روز با حجم زیادی از اطلاعات و محرکهای مختلف روبهرو میشه. برای اینکه بتونه با این حجم از اطلاعات کنار بیاد، به چیزهایی که بارها میبینه عادت میکنه. به همین دلیله که ممکنه بعد از مدتی دیگه متوجه قاب روی دیوار، گلدون کنار پنجره یا حتی منظرهای که هر روز از پنجره میبینیم، نشیم. این عادت کردن لزوماً چیز بدی نیست. اتفاقاً کمک میکنه انرژی ذهنیمون رو برای چیزهایی نگه داریم که تازه یا مهمتر به نظر میرسن. اما وقتی پای فضای زندگی وسط میاد، همین ویژگی ممکنه باعث بشه چیزهایی که زمانی برامون جذاب بودن، کمکم از توجهمون خارج بشن. مثلاً تصور کن یه تابلو موسیقی رو به دیوار اتاقت زدی، چون یادآور آلبومی بوده که یه دوره از زندگیت رو باهاش گذروندی. روزهای اول، هر بار که نگاهش میکردی، یه خاطره یا حس خاص برات زنده میشد. اما بعد از مدتی، ممکنه دیگه حتی متوجه حضورش هم نشی. این به معنی از بین رفتن علاقهت نیست؛ فقط چشمهات به حضورش عادت کردن.
گاهی وقتی از فضای خونه خسته میشیم، اولین فکری که به ذهنمون میرسه، خرید یه وسیله جدیده. یه قاب تازه، یه چراغ متفاوت یا یه وسیله دکوری که قراره حالوهوای اتاق رو عوض کنه. خریدن یه چیز تازه واقعاً میتونه حس خوبی ایجاد کنه. انتخاب کردن، منتظر رسیدن وسیله موندن و پیدا کردن یه جای مناسب براش، همگی بخشی از این تجربهان. اما این تازگی همیشه ماندگار نیست. بعد از مدتی، وسیله جدید هم وارد همون فضای آشنای قبلی میشه و ممکنه دوباره بهش عادت کنیم. از طرف دیگه، گاهی چیزی که فکر میکنیم با خرید جدید حل میشه، اصلاً به خود وسیله مربوط نیست. شاید نور اتاق خستهکننده شده، شاید چیدمان دیگه با نیازهای امروز ما هماهنگ نیست یا شاید فقط دلمون یه تغییر کوچیک میخواد. وقتی دلیل این حس رو پیدا نکنیم، ممکنه بارها وسایل تازه بخریم، بدون اینکه واقعاً از فضای خونه رضایت بیشتری داشته باشیم.
یکی از سادهترین راهها برای تازه کردن فضای خونه، تغییر دادن جای وسایلیه که از قبل داریم. گاهی جابهجا کردن یه قاب از دیوار اتاق به کنار میز کار، یا قرار دادن یه وسیله قدیمی در گوشهای که نور متفاوتی داره، باعث میشه دوباره متوجه جزئیاتش بشیم. این تغییر لازم نیست بزرگ باشه. حتی مرتب کردن چند وسیله روی میز یا جابهجا کردن چیزهایی که همیشه کنار هم بودن، میتونه حس متفاوتی به یه فضا بده. فرض کن روی میز کارت چند وسیله داری که مدتهاست به همون شکل کنار هم قرار گرفتن. شاید با جابهجا کردن چراغ، مرتب کردن وسایل و قرار دادن یه یادگاری کوچیک در نقطهای تازه، دوباره از نشستن پشت میزت لذت ببری. نکته اینجاست که گاهی ما به تغییر نیاز داریم، نه لزوماً به خرید. تغییر کوچیک میتونه همون چیزی باشه که باعث میشه دوباره به فضای اطرافمون توجه کنیم.
بعضی وسایل فقط برای زیبایی انتخاب میشن و معمولاً جای ثابتی دارن. اما بعضی دیگه با زندگی روزمرهمون همراه میشن و شکل استفاده ازشون به مرور تغییر میکنه. مثلاً یه پگبورد روی دیوار میتونه یه روز برای مرتب کردن وسایل کار استفاده بشه و چند ماه بعد، با تغییر نیازها، جای یادداشتها، عکسها یا چیزهایی رو بگیره که دوست داریم جلوی چشممون باشن. وقتی یه وسیله امکان تغییر داشته باشه، رابطه ما باهاش هم میتونه تغییر کنه. دیگه فقط یه شیء ثابت نیست که همیشه به یه شکل دیده بشه؛ بخشی از فضای زندگیه که همراه با عادتها و سلیقهمون تغییر میکنه. البته این به معنی اون نیست که همه وسایل خونه باید کاربردهای مختلف داشته باشن. بعضی چیزها رو صرفاً به خاطر زیبایی، خاطره یا حسی که بهمون میدن دوست داریم و همین کافیه. مهم اینه که انتخابهامون با چیزی که واقعاً از فضای زندگیمون میخوایم، هماهنگ باشن.
گاهی بد نیست یه بار با دقت بیشتری به فضای اطرافمون نگاه کنیم. نه برای اینکه ببینیم چه چیزهایی کم داریم، بلکه برای اینکه متوجه بشیم چه چیزهایی دیگه اون حس قبلی رو بهمون نمیدن و چرا. شاید یه وسیله فقط به جابهجایی نیاز داشته باشه. شاید یه گوشه از اتاق زیادی شلوغ شده و با کمی مرتب کردن، دوباره به فضایی دلنشین تبدیل بشه. شاید هم یه وسیله دیگه با سلیقه امروز ما هماهنگ نباشه و بهتر باشه جاش رو به چیزی بدیم که بیشتر دوستش داریم. میتونیم گاهی چند وسیله دکوری رو برای مدتی از جلوی چشممون برداریم و بعد دوباره به فضای خونه برگردونیم. این کار کمک میکنه وقتی دوباره میبینیمشون، جزئیاتی رو متوجه بشیم که برامون عادی شده بودن. قرار نیست همیشه در حال تغییر دادن خونه باشیم. گاهی فقط کافیه به خودمون فرصت بدیم دوباره چیزهایی رو ببینیم که از بس هر روز کنارمون بودن، دیگه متوجهشون نمیشدیم.
شاید یکی از دلایلی که بعضی وسایل بعد از مدتی برامون خستهکننده میشن، این باشه که انتظار داریم همیشه همون حس روزهای اول رو بهمون بدن. اما زندگی ثابت نمیمونه. سلیقهمون تغییر میکنه، نیازهای تازهای پیدا میکنیم و حتی چیزهایی که یه زمانی برامون مهم بودن، ممکنه معنای متفاوتی پیدا کنن. قرار نیست هر بار که از یه وسیله خسته شدیم، جاش رو با یه چیز تازه پر کنیم. گاهی میتونیم دوباره بهش نگاه کنیم، جاش رو تغییر بدیم یا حتی بپذیریم که دیگه بخشی از زندگی امروز ما نیست. در ولکسی هم ایده این نیست که همیشه چیزی تازه به خونه اضافه کنیم. از پگبوردی که میتونه همراه با تغییر نیازهای روزمرهمون شکل تازهای بگیره، تا قابهایی که یادآور چیزهای دوستداشتنی زندگیمون هستن، هر وسیله میتونه بخشی از رابطه ما با فضای خونه باشه.
شاید خونهای که دوستش داریم، خونهای نباشه که همیشه تازه به نظر میرسه؛ خونهای باشه که هنوز میتونیم باهاش ارتباط بگیریم.